ملا محمد مومن كرمانى

120

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

طبرستان . . . » « 1 » چنان مىنمايد كه افشارهاى شمالى با افشارهاى جنوبى و ساكنين اقطاع افشار در حادثه انتقال سلطنت اختلاف حاصل كرده ، اينها با زنديه ساخته‌اند ، و آنها با آقا محمد خان . افشاريّهء كوشك و صوغان به سرپرستى عليمراد خان با سپاه بابا خان ( فتحعلى شاه بعد ) جنگيده‌اند ، و قوم‌و خويش‌هاى شمالى در دفع زنديه كوشيده‌اند و پيش برده‌اند « 2 » ( هم‌چنان كه

--> ( 1 ) - رسالهء ابو الحسن خان ، ص 13 ؛ چنان‌كه جاى ديگر نيز اشاره كردم ، داستان همراهى كردن با آقا محمد خان قاجار - در روزگار تبعيد شيراز و فرار او و رسيدن به خوار و ورامين - هم ، در تاريخ قاجاريه ، شده است مثل تانك بيست و هشت مرداد سپهبد زاهدى كه خسرو شاهانى پرسيده بود : روى يك تانك چند تن آدم مىتواند سوار شود و خود را به ادارهء راديو برساند ؟ در تمام طول سلطنت قاجار نيز كسانى بودند كه مىگفتند خودشان يا اجدادشان در شيراز به آقا محمد خان كمك كرده‌اند ، يا در فلان جا به او آب و سكنجبين داده‌اند ، و يا عرق‌چين او را شسته‌اند ، و يا در بين راه به او اسب رسانده‌اند ، يا در آبادى به او ناهار داده‌اند ، يا در فلان جا نعل‌بندى كرده‌اند . روايتى تفرشىها هم دارند ( رجوع شود به مقاله نگارنده بر كتاب رجال آشتيان آقاى حضرتى آشتيانى ) همانطور كه گفتم از همه عجيب‌تر ادّعاى كوهبنانىهاست كه عقيده دارند آقا محمد خان چند شبى را در كوهبنان گذرانده و بعد از طريق كوير خود را به خوار و ورامين رسانيده است . ( داستان به سلطنت رسيدن محمد شاه و پيش‌بينى در باب او نيز ، در بين اهل تصوف و ارباب پيشگوئى ، چيزى شده بوده است از قبيل همين تانك سپهبد ) . از خدا كه پنهان نيست ، از شما چه پنهان ، من هم حدس مىزنم حرف كوهبنانىها درست باشد ، زيرا آقا محمد خان عاقل‌تر از آن بود كه خود را از شيراز به رى از راهى برساند كه راه معمولى و عمومى است و هر لحظه ممكن است سواران بختيارى و زندى او را تعقيب كنند . اصلا او ناچار بود از وسط بختيارى بگذرد . اين چپ راه كوهبنان - خصوصا قسمت كوير راور تا سمنان و خوار و دامغان - راهى است كه عقل جن هم براى تعقيب كسى به عبور از آن نمىرسد و فقط بلدهاى محلى از آن عبور مىكنند و خيلى هم كوتاه است . شايد سادات كوهبنان درست گفته باشند . ( 2 ) - البته در چند صباحى كه لطفعلى خان كرمان را گرفت ، « محمد ابراهيم آقاى قاجار و مرتضى قلى خان زرندى - حكمران كرمان - خود را در معرض تلف ديدند ، از شهر فرار كرده سر خويش و راه حضرت خاقان گيتىستان پيش گرفتند . » ( وزيرى ، ص 735 ) . حوادث و رفتار افشاريه در اين روزها بسيار مغشوش ضبط شده و متناقض . در مآثر -